X
تبلیغات
زولا

با شیر و خورشید بسازیم

دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 01:12


مهرداد معمارزاده طهران


مناقشه پیرامون این «نماد» فراوان است؛ و دو طرفِ موافق و مخالف، به شدت و بی‌هیچ ملاحظه‌ای یکدیگر را در این زمینه تکفیر می‌کنند.

ما در اینجا، به دنبال راهِ «نه سیخ بسوز و نه کباب» نیستیم. بلکه می‌خواهیم راهی را پیشنهاد نماییم که در این اوضاع قمردرعقرب کنونی، بر انسجام ملی و همگرایی هر چه بیشتر نیروهای داخلی بیفزاید.


پرچم ملی کشور در روزگار فعلی، همانی است که در اصل 18 قانون اساسی به آن اشاره شده است.

بنابراین همانگونه که پیش‌تر نیز آمد، هرگونه دگرگونی در آن می‌بایست با استفاده از سازوکارهای قانونی، مدنی و مسالمت‌آمیز صورت گیرد.

http://irane-ayandeh.blogsky.com/1393/07/07/post-16/


اینک نبش قبر کردن این موضوع که «چه شد آن رفت و چگونه این آمد؟»، کاملا بی‌فایده است. زیرا راه‌حل قضیه، یافتن راهی برای از این به بعد است، تا دوباره دست خشکه‌مقدسان بی‌هویت از یک سو و ملی‌زدگان دوآتشه از سوی دیگر، به داستان باز نشود.

موضوع پرچم، یک مبحث ملی است که تک‌تک آحاد جامعه اجازۀ اظهارنظر دربارۀ آن را در چارچوب قانون دارا می‌باشند.

 

بنابراین بحث را خیلی کوتاه از «شیر و خورشید» آغاز می‌کنیم.

در ابتدا، سخن خود را به این سوگند که «به پیر و به پیغمبر» این نماد ربطی به پهلوی‌ها ندارد، مزیّن می‌سازیم. زیرا یکی از بهانه‌های واقعا کودکانه‌ای که از سوی برخی برای تقبیح نماد کهن شیروخورشید مطرح می‌شود، همین دلیل واهی و بیجا است.



البته این نکته که، چرا عده‌ای 30 سال است تنها راه «اثبات خود» را در «نفی حکومت گذشته» می‌بینند، موضوع بحث کنونی ما نیست. اگرچه، این قضیه به حدی غلیظ است که حتی هر دولت در حکومت کنونی نیز بیشتر وقت خود را صَرف سیاه‌نمایی پیرامون کارهای دولت قبل می‌کند!



تصویر بالا در واقع نمادی است از توان هسته‌ای ایران، که بنده آن را به عنوان نماد تارنگار خود برگزیده بودم.

اما پس از پالایه (فیلتر) شدن تارنگارم، پس از تماس رایانه‌ای با «کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه (فضای مجازی)»، به بنده اعلام شد که «وبلاگ خود را از مصادیق (مطالب) مجرمانه پاک کنید!».

پس از حذف چند مطلب بسیار معمولی، دوباره تماس گرفتم و خواستار رفع فیلتر تارنگارم شدم.

فردی از آن مرکز به من پاسخ داد که، باید «شیر و خورشید» را هم برداری.

گفتم، من در تارنگارم شیروخورشید ندارم.

گفت، همین الان جلوی چشم من است.

(اینجا بود که تازه فهمیدم همین «تصویر بالا» را می‌گوید)

گفتم، اینکه شیر و خورشید نیست.

گفت، پرچم سه‌رنگ است، آن هم شیر و خورشیدش!

گفتم، یک پرچم نمادین است و تصویر یک شیر واقعی، خورشیدش کو؟

اینجا بود که گفت، ما باید حکم دستگیری شما را صادر می‌کردیم، یادمان رفت. حالا هم که رحم کرده‌ایم، شما ... نشو!

به قول معروف، «سالی که زور است، 13 ماه دارد».

به هر روی، آن را نیز حذف کردم. اما هنوز هم نماد (لوگو) تارنگار بنده در نشانی زیر، فیلتر است!

http://kuroshebozorg.blogsky.com



وقتی کار به تعبّد کشیده می‌شود، تعقل رخت می‌بندد. وقتی دشمنی با یک نماد میهنی «ارزش» می‌شود، معنی واقعی ارزش گم می‌شود.

اینگونه رفتارهای این «کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه (فضای مجازی)» سابقه دارد. ایشان برای رفع فیلتر تارنمای «ایبنا» هم دستوراتی صادر کرده بودند، که ما اول فکر کردیم این دستورات از باکو و حیفا صادر شده است!

http://kuroshebozorg2.persianblog.ir/post/149

 

امروزه ما تنها کشوری در جهان هستیم که طبق قوانین جاری، همگان اجازه دارند هرگونه توهینی که دلشان خواست به تاریخ (غیرمذهبی) وطن خود بکنند. تازه جالب است که هر چه این توهین‌ها سنگین‌تر و شنیع‌تر باشد، حمایت‌های بیشتری را نیز نصیب گوینده و طراحانش خواهد کرد.

با این روش، تازه می‌خواهیم «اتحاد ملی» هم علیه ابرقدرت‌ها به وجود آوریم!



چند سال پیش گفتیم جلوی برگزارکنندگان نمایشگاهی که تصاویری شبیه تصویر فوق را در یکی از شهرهای استان‌های جنوبی دائر کرده (گروهک الاحواز!) و اتفاقا مورد تشویق تجزیه‌طلبان گوشه‌وکنار کشور هم قرار گرفته‌اند، بگیرید.

پاسخ شنیدیم که، این‌ها نیروهای ضدطاغوت هستند.


صدام هم حاضر بود سگ را ببیند، ولی محمدرضا پهلوی را نبیند. (حالا گیریم پهلوی بد) اما آیا این دلیل خوب بودن صدام می‌شود؟

اکنون این گروه‌های ضدملی هم، به تمام نشان‌های ملی ایران توهین می‌کنند. آیا این دلیلی بر مطهر بودن چنین محافلی است؟(که به وضوح هم سر در آخور بیگانه دارند)


اگر شیروخورشید بد است، پس سه رنگی هم که در زمان شاهان گذشته روی پرچم بوده، بد است. بدینگونه شاید بهتر باشد بیاییم و پرچم سیاه «داعش» را انتخاب کرده، و نماد وسطش را هم همان کلمات مرسوم عربی بگذاریم و دورش برقصیم!

باید دانست، خلافت و یا حکومت «(جمهوری) اسلامی» را در هر جایی می‌توان تشکیل داد. اما کشور «ایران» را در هیچ کجای دیگری نمی‌توان بازسازی کرد و تمدن کهن آن را لمس نمود.

 

به هر روی، پرچم ایران در پیش از انقلاب 57، این شکلی بود.

پرچم سه‌رنگ با نشان شیر و خورشید، در حالی که یک شمشیر خمیده در دست راست شیر بود و یک تاج هم در بالای خورشید قرار داشت.



اکنون برای از میان برداشتن حساسیت‌های بیموردِ هر یک از دو طرف دعوا، نخست باید نسبت به حذف موارد حساسیت‌زا اقدام نمود.

یکی از این موارد، وجود «تاج» در نشان میانی این پرچم است؛ که البته بهانۀ خوبی هم به دست چپ‌ها و توده‌ای‌های اول انقلاب داد، تا با تحریک روحانیت و مذهبیون، بتوانند اصل نشان وسط پرچم را از ریشه بزنند.

اگرچه گفتیم که این حساسیت‌ها بیجا و بیمورد بود و شیئی به نام «تاج» به خودی خود نمی‌تواند باعث آسیب برای کسی باشد. اما چون حزب‌اللهی‌های دوآتشه، با دیدن آن به یاد محمدرضا پهلوی و پدرش می‌افتند، پیشنهاد می‌کنیم تا طرف ملی‌گرا هم کوتاه آمده و نسبت به حذف آن از پرچم کشور، حساسیت نشان ندهند.

میرزا تقی‌خان امیرکبیر، پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر دستور داد سراسر زمینۀ پرچم سفید باشد و یک نوار سبز در گوشۀ بالایی و نواری سرخ‌رنگ در قسمت پایین دوخته شود و نشان شیروخورشید و شمشیر، مانند دورۀ نادر در میانۀ پرچم قرار گیرد.


 

لازم به توضیح است، وجود دو نوار سبز و سرخ در نگاره‌های ایرانی قدمتی بسیار طولانی داشته، و برای مثال در گنجینۀ «ایران باستان» می‌توان سنگ‌نگاره‌ای از پیکرۀ دو شیر افسانه‌ای را مشاهده نمود که در بالای سر آن‌ها، نگارۀ «گوی بالدار» با آثاری از دو رنگ سبز و سرخ به چشم می‌خورد.


 

اما به هر روی، از آنجا که «شمشیر خمیدۀ عربی» پیشینۀ بلندی در نماد شیروخورشید ایرانی ندارد، خواهشمند است هر دو طرفِ قضیه نیز نسبت به حذف آن رضایت دهند.



سکۀ منسوب به دورۀ کیقباد ساسانی که در زمان سلجوقیان نیز ضرب شده است/؟:


http://irane-ayandeh.blogsky.com/1393/03/25/post-9



 

بنابراین آنچه تا اینجا حاصل آمد، یک شیر است با خورشیدی بر پشت که «یال و اشکم» دارد، اما تاج و شمشیر ندارد.

اکنون آن را در میان سه رنگ پرچم ملی کشور قرار می‌دهیم و ملاحظه می‌کنیم که چقدر هم قشنگ از آب در آمده است. زیرا چهار دست و پای شیرِ داستان ما بر روی زمینِ سفت است و مانند پرچم سعودی‌های وهّابی هم نیست که شمشیر داشته باشد.

در ضمن، آن تاج حساسیت‌زا هم دیگر بر روی پرچم مشاهده نمی‌شود.


 

اکنون نوبت آن است به اوضاع پرچم رسمی کنونی مملکت بپردازیم.

داستان این پرچمِ رسمی هم مثل سرود ملی ایرانیان، غم‌انگیز است. سرود «ای ایران» سرود ملی غیررسمی ایران است. اما هرگز سرود هیچیک از دولت‌های ایران نبوده است. بنابراین می‌توان آن را سرودی میهنی، صرف‌نظر از نوع حکومت در ایران دانست.


ای ایران ای مرز پرگُهر      ای خاکت سرچشمهٔ هنر

دور از تو اندیشهٔ بَدان      پاینده مانی تو جاودان

ای، دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من آهنم      جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون، شد پیشه‌ام      دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما      پاینده باد خاک ایران ما

...


http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%AF_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 



به هر روی، از قدیم گفته‌اند، «آنچه از دل برآید، لاجرَم بر دل نشیند».

به همین جهت است که بیشتر سرودهای ملی جهان، مضمونی میهن‌گرایانه داشته و مردم آن کشورها با توجه به متن سرود ملی خود و محدود نبودن مضمون آن به زمان، عقیده، قشر، تفکر و یا حکومتی خاص، با جان و دل زمزمه‌اش نموده و دوستش می‌دارند.



چرا وقتی سرود ملی پخش می‌شود، بازیکنان بزرگ جهان نیز گریه می‌کنند؟



هنگام پخش «سرود ملی برزیل»، تمام تماشاگران، نیروهای امنیتی، بچه‌هایی که همراه با بازیکنان به زمین می‌آیند، بازیکنان اصلی و ذخیره و همه کس سرود ملی را با تمام وجود می‌خوانند؛


ای میهن گرامی

میهن پرستیدنی ما

درود، درود

ای برزیلِ رؤیایی پرشور، پَرتویی پُرنور

تو مادری مهربانی

میهن گرامی

ای برزیل

http://www.morahem.com/majale/a-song-that-brings-tears-to-the-brazilians-translation/

 

پرچم ملی نیز به همین گونه است و متصل نمودن آن به یک رخداد و یا عقیده و مسلک خاص، چهرۀ ملی آن را مخدوش نموده و جامعه را از نظر احترام به آن، به دو شقه تقسیم خواهد کرد.


 

بنابراین، با توجه به موقعیت خاص کنونی ایران و به جهت ایجاد وحدت حداکثری، نیاز است فعلا تا جایی که می‌شود از موضوعات تفرقه‌انگیز پرهیز نمود.

حتی آیت‌الله خامنه‌ای هم در سخنرانی خود (عید غدیر - 21 مهر 93)، پرداختن به موضوع «غدیر» را امری تخصصی قلمداد نمودند که لازم است در محافل مشترک علمی-مذهبی پی گرفته شده و از طرح آن در محافل عمومی که احتمال ایجاد تفرقه پیرامون آن وجود دارد، خودداری گردد.

از این رو، پیشنهاد می‌شود تا آن «شیر بی‌تاج و شمشیر» ذیل نام «الله» و در میانۀ پرچم سه‌رنگ کشور قرار گرفته، و به جای تعداد 22 الله‌اکبر نیز نماد گل‌های دوازده‌پر ایرانی که اتفاقا به فراخور شگون عدد «12» می‌تواند نماد فقه جعفری شمرده شود، قرار گیرد.





گلنار پارسی در دستان شاهنشاه هخامنشی


http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/07/16/post-691

 

باور بفرمایید، وجود نشان‌های فراوان مذهبی بر روی پرچم ملی کشورها، خیلی هم حُسن محسوب نمی‌شود. زیرا نخست، تنها و تنها باعث جذب قشر مذهبی‌تر جامعه شده و گونه‌ای بی‌تفاوتی در سایر اقشار اجتماع پدید خواهد آورد. دیگر آنکه، همیشه شماری فرصت‌طلب، با استفاده از موقعیت اقدام به آتش زدن پرچم نموده و بدینگونه توهین ناروایی به باورهای مذهبی مردمِ معتقد وارد خواهند نمود.(تصویر زیر، پان‌ترکان فراری مقیم باکو و استکهلم)


 

در ضمن، آن 22 الله‌اکبر موجود در دو حاشیۀ سفید پرچم که به مناسبت 22 بهمن در آن جای داده شده، مثلا اگر انقلاب در دوم و یا 16 بهمن همان سال پیروز می‌شد، اینک به چه قرار می‌بود؟ پس می‌بینیم که در صورت بازنگری در این بخش از قانون اساسی (اصل 18)، جایگزینی گل‌های دوازده‌پر ایرانی (یادآور 12 امام) به جای این 22 واژۀ مقدس، چندان تفاوتی در نَفس کار ایجاد نخواهد کرد.



مذهب شبیه آلت تناسلی است



ـ داری؟... مشکلی نیست!

ـ بهش افتخار می‌کنی؟... بکن!

ولی بی‌زحمت تو همون شلوارت نگهش دار و هی درش نیار جلو مردم نشونش بده...

http://nikooonevesht.blogspot.com/2012/07/blog-post_08.html

 

بهتر است گروه اقلیت ملی‌گرایانِ غیرواقعی هم که در جای خود دستکمی از خشکه‌مقدس‌های مُتظاهر ندارند، اندکی فتیله را پایین کشیده و از این دشمنی کور با اعتقادات مذهبی موجود در زندگی مردم دور و بَر خویش دست بردارند.

خداوکیلی یک نگاهی به اطرافتان بیندازید. هنوز هم بخش عمده‌ای از مردم، نام کودکان خود را محمد و حسین و زینب و امیرعلی و فاطمه و این دست نام‌های شیعی می‌گذارند.

مسالۀ فرهنگ، مسالۀ یک روز و دو ساعت نیست. بنابراین اگر هم عده‌ای می‌خواهند با برخی باورهای خُرافی در جامعه برخورد نمایند، راهش از جنس خودش است یعنی فرهنگ؛ نه جَدَل و توهین.

 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%B1_%D9%88_%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87:%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85

http://parsiandej.ir/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-3/

http://shahrefarang.com/lion-sun/


نظرات (1)
پنج‌شنبه 23 مهر 1394 ساعت 03:34
در حالی که ملی گرایی تکفیر میشود جنابعالی در حال ترسیم پرچمی جدید هستید و اگر متهم به عنصر پان ایرانیسم نشوید خواهند گفت ملی گرایی با افکار پانیزمی هستید که در هر حال تکفیر خواهید شد.
نقطه ی عطف تمدن و فرهنگ ما باید در دوره ای ثبت شود که مدنیت و ملیت با هم مصالحه کنند, نه اینکه اقای ایکس اعلام کند ملی گرایی کفر است و گویی کسی نمیداند منظور او در این برهه از زمان چیست و چه میخواهد!!!! یا جنابی دیگر ایرانیان را سوای مدنیت تشریح کند و عرب ستیزی براه بیاندازد و سلطه ستیزی ایرانی که منشاء در سوگ حسینی دارد, را متاثر سوگ سیاوش نداند.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد