X
تبلیغات
زولا

نگاه‌های همچنان غلط به وضعیت تاریخی و اجتماعی ایرانیان

پنج‌شنبه 8 آبان 1393 ساعت 18:27


مهرداد معمارزاده طهران


با شنیدن خبر ثبت نقشه‌های 200 سالۀ ایران در یونسکو، خشنود شدیم که سرانجام یک خبر و عمل مساعد از جانب دولتِ قومیّت‌گرای یازدهم نیز صادر گشت!

اما دیری نپایید که با خواندن متن سخنرانی‌های انجام شده در آن محفل، دریافتیم که عجله کرده‌ایم و درب همچنان بر همان پاشنۀ سابق چرخیده و هنوز هم همان بوی مشمئزکنندۀ قومیّت‌گرایی و قوم‌بازی، از عوامل و عناصر منسوب به این دولت نوبرِ عجیب و غریب به مشام می‌رسد.


ماجرا از این قرار بود که، در ششم اریبهشت ماه سال جاری مراسمی در مرکز مطالعات سیاسی و بین‌الملل وزارت امور خارجه به مناسبت رونمایی از نقشه ‌های ثبت شدۀ تاریخی ایران برگزار شد. در این مراسم آقای دکتر جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران، خانم ایرینا بوکووآ مدیر کل یونسکو و آقای دکتر سیدرضا صالحی امیری رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی شرکت داشتند.

آقای صالحی امیری در ابتدای سخنرانی خود ابراز امیدواری کرد که خانم  بوکووآ و هیات همراهشان با رمزآلودی فرهنگ ایران آشنا شوند!


ایشان در ادامه اشاره‌ای داشت به آثار به جای مانده از حکومت صفویه در اصفهان که حاصل تلاش و زحمات علما، مراجع و دانشمندان بومی و غیربومی و فرهیختگان دینی، علمی و سیاسی آن زمان بود که «در کنار هم ایرانی بزرگ را ساختند!» و به ایران صفویه مشهور است.


وی در اشاره به شهر شیراز بیان می‌کند که حکومت هخامنشی دارای چنان عظمتی در تاریخ ایران و جهان است که آیت‌ا... شهید مطهری بیان کردند شاید کوروش همان ذوالقرنین باشد که از پیامبران الهی است، زیرا توانست در آن سرزمین «70 قوم و ملت را تحت پوشش قرار دهد و همۀ نحله‌های فکری، نژادی، قومی و مذهبی در زیر یک چتر!» زیست برابر داشتند.

دکتر صالحی امیری «ثبات و آرامش موجود در ایران را با وجود تمام اقوام مختلف کرد، آذری و...!»، ناشی از تمدن غنی و ریشه‌های فرهنگی ایران می‌داند که حتی فراتر از مرزهای کنونی ایران است.


آخرین سخنران این مراسم، آقای دکتر محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بودند. وی گفت: در آن دوران، در پیرامون کشور ما تنها 5 همسایه وجود داشت، در حالی که اینک همسایگان ما در قلمرو آبی و خاکی به 15 کشور افزایش یافته است. (یعنی) «قلمرو اقوام و طوایف، گسترۀ جغرافیایی زبان‌ها و فرهنگ‌های متنوع و دامنۀ پراکندگی و درهم‌آمیختگی جوامعی با نژادها، ادیان و مذاهب مختلف، که خود گواهی است بر ضرورت احترام به تنوع فرهنگی و گفتگو و تعامل، هم‌افزایی اقوام و ملل است!».


ظریف افزود: آنچه با مراجعه به مستندات و گزارش‌های دقیق نیاکان ما و نتایجی که از آن حاصل می‌شود این واقعیت است که در روزگاری نه چندان دور، همۀ گروه‌ها در این منطقه در یگانگی و همبستگی می‌زیستند و میراث قابل ملاحظۀ گذشتگان تاکید بر اصل همکاری به جهت درک صحیح آن‌ها از اصل سرنوشت مشترک بوده است.

 

اکنون پرسش اینجاست، به راستی گمان نمی‌کنید با مطرح شدن نام نقشه‌های تاریخی ایران، نخستین چیزی که به ذهن هر کسی خواهد رسید، همانا درج نام «خلیج فارس» در آن نقشه‌ها و نیز یادآوری خاطرات تلخ قراردادهای استعمار انگلیس در جدا کردن پاره‌های متعدد تن ایران از آن می‌باشد.



آیا جز یک ذهن بیمار و منحرف، می‌تواند با دیدن این نقشه‌ها و در مراسم ثبت آن‌ها، تنها به یاد «تنوع قومی»، «تنوع فرهنگی»، «تنوع زبانی»، «تنوع نژادی»، «تنوع ادیان» در گذشته و حال این سرزمین و نیز «لزوم احترام کنونی همۀ این‌ها به یکدیگر» و موضوعات سرگیجه‌آوری مانند این، بیفتد؟


اصلا این حضرات چگونه با دیدن تصویر کوه و تپه و دشت بر روی این نقشه‌ها، «تنوع قومی» در این سرزمین را مشاهده نمودند؟ کجای آن نقشه‌ها نوشته بود، «قلمرو اقوام و طوایف، گسترۀ جغرافیایی زبان‌ها و فرهنگ‌های متنوع و دامنۀ پراکندگی و درهم‌آمیختگی جوامعی با نژادها، ادیان و مذاهب مختلف در این سرزمین، خود گواهی است بر ضرورت احترام به تنوع فرهنگی و گفتگو و تعامل و نیز هم‌افزایی اقوام و ملل است»؟!




به راستی، این دولت به کجا می‌رود و این کشور را با خود به کجا برده و برای خوش‌رقصی جلوی غرب، چه دسته‌گل‌های دیگری می‌خواهد به آب بدهد؟ این دولت تازه به دوران رسیده، تا کجا می‌خواهد به این قومیّت‌بازی و خط‌خطی دیدن و جدا نمودن ملت یکپارچۀ ایران از هم بپردازد؟


محمدجواد ظریف که آدم پرچانه و حرّافی است و همینطوری بدون نوشته هم می‌تواند یک ساعت بدون وقفه سخنرانی نماید، اما در این مراسم «عینکی نزدیک‌بین» به چشم زده بود و با دقت تمام، متنی را که بر روی کاغذ برایش نوشته بودند، از رو می‌خواند. متعجب شدیم، اما وقتی تصویر دوربین شبکۀ خبر، نمای بازتری را نشان داد و سیدرضا صالحی امیری را همراه با لبخندی حاکی از رضایت مشاهده کردیم، تازه متوجه شدیم که ظریف دارد افکار کاغذی‌شدۀ سرشاخه ماسون‌های بدنۀ دولت بی‌تدبیروناامید (بنفش) را از رو می‌خواند!


دربارۀ بی‌پایه بودن افاضات سیدرضا صالحی امیری و همفکرانش دربارۀ «زیر چتر قرار گرفتن 70 قوم و ملت در دورۀ هخامنشیان» نیز در آیندۀ نزدیک (در نوشتاری با نام "در مفهوم ایرانی بودن") سخن خواهیم گفت.



در اینجا کوتاه آنکه، برای نمونه شاید امروزه بتوان «ایالات متحده» را نمونۀ کوچکی از شکوه سپری شدۀ هخامنشی برشمرد. اما باید دانست، آمریکا با بازآفرینی مفهومی موسوم به «آمریکایی بودن»، هویت ملی نوینی آفریده و آن را به همۀ افراد متعلق به مردم و ملل گوناگونی که در آن سکنی می‌گزینند، می‌بخشد.

بدین رو، یک فیلیپینی، هندی، آلمانی، کنیایی، ایرانی، هلندی، چینی و...، با اخذ گذرنامه و به تَبَع آن کسب «هویت آمریکایی»، دیگر تقریبا با هویت سابق تباری و فرهنگی خود وداع گفته و ضمن پذیرش هویت نوین «آمریکایی»، همزمان تحت پوشش و حمایت کامل دولت فدرال ایالات متحده نیز قرار می‌گیرد.


این نسخه، نمونه‌برداری شده از روش کمابیش مشابهی است که هخامنشیان آن را در دورۀ آهن و در «قلمرو میانی» به کار بسته و تا اندازۀ زیادی نیز با موفقیت همراه شدند. اگرچه باید به یاد داشت، معنای «فدرال (اتحادیه)» در سرزمین متعلق به مردمان بومی، هم‌تبار، همگن و هم‌فرهنگ آسیای غربی، با معنای آن در سرزمین غصب شدۀ سرخپوستان به دست مهاجرین ناآشنا، گوناگون و بیشتر سفیدپوستِ اروپایی، و برساخت شکلی ناقص و مصنوعی از آن در سرزمینی غریب و تازه، از هر لحاظ متفاوت می‌باشد.(هم‌اینک تشکیل اتحادیه‌ای منطقه‌ای با محوریت «ایران» که دستکم بخشی از قلمرو تحت سیطرۀ هخامنشی را شامل شود، می‌تواند دوباره ورق را به سود شرق بازگرداند)

http://kuroshebozorg2.persianblog.ir/post/184

 


به هر روی، باور بفرمایید در این نشست، هیچکس به زیبایی میهمان بلغاری آن، یعنی خانم بوکوآ، دربارۀ ایران و فرهنگ کهن آن سخن نگفت.



سخنران بعدی این مراسم «خانم ایرینا بوکووا» مدیرکل یونسکو بودند. خانم بوکووا متولد صوفیه بلغارستان است که از سال ۲۰۰۹ مدیرکلی یونسکو را عهده‌دار بوده و در سال ۲۰۱۳ مجددا به ‌عنوان مدیرکل این سازمان انتخاب شدند.


خانم بوکووا با اشاره به اینکه ثبت اسناد تاریخی ایران مربوط به کل جهان است اظهار کرد: میراث غنی و بسیار مهم به خصوص «نقشه‌ها و کتاب‌هایی که درباره  فلات ایران است، دارای اطلاعات تاریخی بسیار مهم و مربوط  به دورۀ قاجار است، این اسناد سهم فرهنگ ایران را در تمدن بشری آشکار می‌سازد» و به همین دلیل است که حفظ این اسناد و نقشه‌ها و این میراث گرانبها برای رسیدن به صلح و گفتگو ضروری است.


بوکووا گفت: «شاهنامه فردوسی، نمایندۀ ارزش‌های ایرانی در منطقه است» که ارتباط خاصی با غرب ایجاد کرده است.

وی تاکید کرد: خوشحالم که امروز «میراث ایران» را جشن می‌گیریم، زیرا «حفظ این میراث، نه تنها برای ایران بلکه حفظ میراث صلح جهانی است».


http://ohwm.ir/show.php?id=2203

http://cire.ir/index.aspx?siteid=1&pageid=128&newsview=926


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد