X
تبلیغات
زولا

چرا طرفداران ترکمنچای هسته‌ای، از تاریخ درس نمی‌گیرند؟

سه‌شنبه 19 خرداد 1394 ساعت 02:39


مهرداد ایران‌مهر


ما اجازه نداریم امروز به بهانه‌هایی واهی همچون رقابت‌های حزبی و جناحی، به جای فرزندان و نوه‌هایمان به بیگانگان امضاء و تعهد بدهیم.

آن هم تعهدی که آیندگان را در این کشور از داشتن فناوری‌های روز و نوین جهان محروم سازد.


سال 1890 میلادی برابر با 1307 قمری، ناصرالدین‌شاه قاجار که بد جوری فکر رفتن به فرنگ در سرش افتاده بود و روس‌ها نیز از آن مطلع گشته بودند؛ قراردادی را به نمایندگی امین‌السلطان با روستوف سفیر روسیه در ایران به امضاء رساند که طی آن، ایران متعهد می‌شد تا 10 سال نه خودش راه‌آهن بسازد و نه آنکه با هیچ شخص حقیقی و حقوقی قرارداد ساخت راه‌آهن ببندد!

در عوض، روسیه نیز متعهد شد تا بانک استقراضی روسیه در ایران را راه‌اندازی کرده و هر وقت ناصرالدین‌شاه خواست، وام با بهره در اختیار دربار او قرار گیرد.

 

پس از ده سال، دربار ناصری که اصلا فراموش کرده بود چنین قراردادی بسته و متعهد شده است، دوباره توسط روس‌ها خبردار شد که اگر می‌خواهید همچنان بانک استقراضی روس در ایران فعالیت کند، می‌بایست قرارداد عدم ساخت راه‌آهن را 10 سال دیگر تمدید کنید. بدینگونه، قرارداد فوق که ایران را از ساخت راه‌آهن در خاک کشور خود محروم می‌نمود، 10 سال دیگر تمدید شد.

سپس با پایان یافتن ده سال دوم، یک کنسرسیوم (مشارکت بین‌المللی) با حضور روس و انگلیس و فرانسه تشکیل گردید تا موضوع ساخت راه‌آهن در ایران را بررسی نماید. جالب است که نتیجۀ بررسی‌های این کنسرسیوم، این بود که ایران علاوه بر آن 20 سال، تا 17 سال دیگر نیز متعهد می‌گردد که به هیچ وجه دست به ساخت راه‌آهن، نه توسط خود و نه به وسیلۀ عقد قرارداد با اشخاص حقیقی و حقوقی دیگر (آلمان، اتریش، مجارستان و...)، نزند.

اکنون به این اضافه کنید دو دورۀ 4 و 5 ساله‌ای که ناصرالدین‌شاه پیش از آن به صورت داوطلبانه و شفاهی متعهد شده بود ایران راه‌آهن نسازد. یعنی اینکه، ایران با این قرارداد که یکبار به امضای آن تن داد و سپس بارها ناچار به تمدیدش شد، در مجموع نزدیک به 50 سال با فشار بیگانگان از ساخت راه‌آهن محروم گردید. این در حالی است که، درست در همان زمان، آن کشورها به شدت در حال توسعۀ خطوط راه‌آهن در خاک کشور خود و حتی مستعمرات تحت سلطه‌شان بودند.

 

در زمانی که کارشناسان می‌گویند، ایالات متحده آمریکا تنها برای این تبدیل به یک کشور واحد شد که همزمان با گسترش و جایگیری جمعیت‌ها از شرق به غرب قاره، خط آهن نیز توسعه پیدا کرد و جمعیت‌ها را به هم متصل نمود. همچنین همین کارشناسان مدعی‌اند که چنانچه راه‌آهن 50 سال زودتر اختراع شده بود، اروپا نیز به جای تشکیل کشورهای مختلف، راهی را که هم‌اکنون دارد برای تشکیل یک اتحادیه و سرانجام ایالات متحده (اروپا) می‌پیماید، در همان زمان پیموده بود.

حال بیندیشید که مگر ما از یک سوراخ چند بار باید گزیده شویم، تا برایمان درس عبرت شده و از زمانه پند بگیریم؟ کشورمان به خواست و فشار بیگانگان به مدت 50 سال از ساخت راه‌آهن و پیمودن راه توسعه عقب نگهداشته شد، و ما هنوز داریم تاوان آن خیانت را پس می‌دهیم. ملت ایران هنوز هم که هنوز است قرارداد ننگین ترکمنچای را فراموش نکرده و امضاءکنندگان نالایق و وطن‌فروش آن را لعن و نفرین می‌کنند.

 

در همان زمان، انگلستان برای جلوگیری از ایجاد دوبارۀ صنایع مادر در ایران، اقدام به فروش فنر لکوموتیوهای اسقاطی خود به ایران کرد تا با ذوب آن‌ها، چاقو و... ساخته شده و ایرانیان به فکر ساخت مجدد کوره‌های گداخت فلز و جدا کردن فلزات از سنگ آهن و دیگر کانسنگ‌ها نیفتند. زیرا کشوری که در زبان خود، برای فولاد و آهن واژگان جداگانه‌ای دارد، بی‌گمان در گذشته به آن‌ها دست یافته بوده است. بنابراین برای شکسته نشدن انحصار فعلی آن فناوری که اینک در دست استعمارگران افتاده بود، نمی‌بایست ایران دوباره بدان‌ها دست می‌یافت و روی دست غربیان بلند می‌شد. این در حالی بود که معادن سرشار این فلزات در ایران موجود بود و در غرب وجود نداشت.

کار بدانجا رسید که، آلمان‌ها برای رقابت با انگلیس، قراردادی برای فروش یک مجموعه کارخانۀ ذوب‌آهن با ایران منعقد نمودند. کارخانه بار کشتی شد و راه ایران را در پیش گرفت. اما جالب اینجاست، موضوع به اندازه‌ای برای انگلیس مهم بود که بی‌هیچ ملاحظه‌ای، کشتی آلمانی را به همراه محموله‌اش در مسیر دریایی مربوطه غرق نمود!

 

باری، آیا به راستی نباید هیچگاه از تاریخ درس عبرت گرفت، که دولت بنفش اینک اینچنین برای امضاء «ترکمنچای هسته‌ای» شتاب و عجله می‌کند؟

امروزه شاید دیگر با امضای قرارداد ننگین «ترکمنچای هسته‌ای»، کلاه‌درازهای نه چندان کم‌شمار قاجار مانند فلان‌السلطنه‌ها، بهمان‌الدوله‌ها و پشمان‌الممالک‌ها روسفید شده باشند.

زیرا باید گفت، شما بخوابید که «میرزا محمدجوادخان ظریف‌الدوله» بیدار است.


نقل از:

دکتر بیژن پیروز، رئیس مرکز عالی مطالعات بین‌الملل دانشگاه تهران.


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد