X
تبلیغات
زولا

بازنگری در تاریخ و نقد روایات موجود

پنج‌شنبه 21 دی 1396 ساعت 18:33


تاریخ هر کشوری، بخشی از شالوده و بافت هویتی مردم آن سرزمین است، که چنانچه درست و مستند روایت نشود، هویت القا شده به دارندگان آن نیز واقعی نخواهد بود.

 

هگل روایات تاریخی را سه گونه می‌داند:

یکی «گزارش»، که اصل رویداد به همانگونه‌ای که هست روایت می‌شود.

دیگری «تاریخ اندیشیده»، که اندیشه مورخ نیز در روایت رویداد دخیل می‌گردد.

و سوم «فلسفهٔ تاریخ»، که فراتر از تاریخ آرمان‌ها نیز در آن دخالت داده می‌شود.


آنچه امروزه در تاریخ معاصر جهان با آن روبرو هستیم، همانا فلسفهٔ تاریخ و نه حتی تاریخ اندیشیده است. این رویه به دلایلی دربارهٔ تاریخ ایران، به شکلی استعمارگونه و افراطی‌تر نیز به چشم می‌آید. این موضوع ما را بر آن می‌دارد تا در این باره با دقت و وسواس بیشتری به مطالعهٔ روایات موجود بپردازیم.

ما ایرانیان، تاریخ سرزمین خود را بد آموخته‌ایم و هنوز هم بد مى‌آموزیم. تاریخ میهن ما را دیگران نوشته‌اند، نه خودمان. ما میراث مادران و پدرانمان را از دریچهٔ چشم دیگران نگریسته‌ایم؛ و این دیگران نیز بیشتر نه تنها بیگانه، که دشمن بوده‌اند.


ماکیاول سیاستمدار ایتالیایی سدهٔ ١۶، در کتاب شهریار می‌نویسد: «اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی، فرهنگ و هویت او را در هم بشکن؛ و اگر فرهنگ او خدشه‌ناپذیر بود، تا آنجا که می‌توانی از دروغ بهره بگیر و آن را از پای در بیاور. چون زمانی که ابزار راستی را در دست نداری، دروغگویی بزرگترین اهرم برای پیروزی است».

زنده‌یاد استاد مرتضی ثاقب‌فر در همین باره فرموده‌اند: «ما باید خیلی بیشتر از غربی‌ها روی تاریخ و فرهنگمان کار کنیم. چرا باید همهٔ تاریخ ما را بیگانگان برایمان بنویسند؟ اگر ما درست کار کنیم و کوشا باشیم، هیچکس جرات نمی‌کند که ریشخندمان کند. بزرگترین سربلندی برای ما اینست که چنین فرهنگی داریم».

دکتر آزاده احسانی، در رسالهٔ کوچ آریاییان از مفاهیم من‌درآوردی دوران استعمار می‌گویند: «امروزه وارون بر ما ایرانیان که سخت به میراث به اصطلاح علمیِ استعمارگران اروپایی در چند سدهٔ پیش پایبندیم و همچون آیه‌های کتاب مقدس به آن می‌نگریم؛ اما در آمریکای شمالی، آن میراث را تاریخ‌گذشته و نامستند می‌شمارند. زیرا برین باورند که هدف پژوهشگران دورانِ استعمار، علمی و پژوهشی نبوده است و آنان بیشتر بر پایهٔ جریان‌های سیاسی زمان خود و هدف‌های استعماری کشورهایشان دست به قلم برده‌اند، نه در راه آگاه‌سازی و گسترش دانش.

اکنون ما پس از گذشت نزدیک به ۳ سده، حتا به ذهنمان هم نمی‌رسد که پدران و مادرانمان زیر فشار استعمار، این مفاهیم ناآشنا و نادرست را پذیرفته و وارد سامانهٔ علمی-پژوهشی کشورمان کرده‌اند. مفاهیمی که چنان در نهادمان ریشه دوانیده‌اند که دست کشیدن از آن‌ها برایمان دشوار گشته است. غربی‌ها خود می‌دانند که پژوهش‌های آنان در آن زمان، بر پایهٔ سودجویی‌های سیاسی و اقتصادی انجام شده است. اما شگفتا که ما همچنان سخت به میراث نیاکان استعمارگر آنان وفاداریم!».


در زمانی به سر می‌بریم که کشورها برای نمایش اقتدار خود تلاش می‌کنند تا با تکیه بر توانمندی‌های خویش، جایگاهی والا کسب نموده و چهره‌ای مثبت از خود ارائه دهند. در این میان، یکی از شاخص‌های تعیین‌کننده، پیشینه تاریخی و فرهنگی هر ملتی است.

ما در برابر گذشتگان خود مسئولیم و متعهد به حفظ دستاوردها و شناساندن درست آن به نسل کنونی هستیم. تاریخ ایران که سرشار از هنر و فرهنگ و دارای منابع فاخر از خواندنی‌ها، شنیدنی‌ها و دیدنی‌هاست، بخشی از هویت ملی و میهنی ما می‌باشد.


برچسب‌ها: تاریخ، ایران، استعمار، فرهنگ
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد