
برابری-قسمت بیست و دوم
کارشناسان:
مهرداد ایرانمهر و محمد محبی
بخش بیست و دوم:
-ادامه مبحث آلو المنت، که زیرمجموعه بخش چندریختگی ژن انسان است و صفت ظاهری را رونویسی نمیکند. بنابراین برای نسلهای متوالی در ژن باقی میماند.
-چنانچه دو تن با نشانههای ظاهری متفاوت، دارای یک عنصر مشترک آلو-المنت باشند، میتوان نتیجه گرفت که این دو از یک پیشینه ژنتیکی برخوردار بوده و نیای مشترک دارند.
-دانشمندان نمونههای انسانی از شمال آفریقا، آسیا و اروپا را گردآوری کرده و بر اساس آزمایش بر روی این عنصر، به ۴ دسته ژنتیکی رسیدند...
نسخۀ صوتی:
https://s29.picofile.com/file/8463773842/Barabari_22_3_.ogg.html
پیوند اصلی:
https://irane-ayandeh.blogsky.com/Roqdad
به صفحه تلگرام ما بپیوندید، تاربرگ تاریخ روایی ایران:

دانشنامه کاشان
نام «پارس» آنگونه که گمان میرود به معنی «سوارکار و نجیبزاده» نیست، بلکه به معنی «جنگجویان تَبَردار» است. (این معنا، در نام تَپورها حفظ شده است)
ادامه مطلب ...
محمد ناصریفرد
(متخصص نقوش صخرهای)
قدیمیترین اثر هنری ساخت دست بشر با ۴۰ هزار سال قدمت در ایران کشف شده است، در استان لرستان و در ۴ فرسنگی جنوبغربی خرمآباد در یک غار آهکی به نام «یافته». این اثر هنری، سنگنگارههایی رنگین، کنده شده بر دیوارۀ این غار است.
ادامه مطلب ...
برابری-قسمت بیست و یکم
کارشناسان:
مهرداد ایرانمهر و محمد محبی
بخش بیست و یکم:
-تنازع بقاء، عامل انتخاب طبیعی است. بدینگونه، ژنهای برتر به نسل بعد منتقل میشوند.
-صفات برتر رفتهرفته باعث ایجاد گونههای جدید در سرده یک جاندار میشود. (توالی تنازع بقا و انتخاب طبیعی)
-داروین و همکاران، هیچ اطلاعی از علت این تغییرات یعنی ژنها نداشتند.
-تکامل به طور کلی عبارتست از، انشقاق همراه با تغییر در توالی ژنها (جهش) که در اثر انتخاب طبیعیِ رخ داده در محیط بروز میکند. به کل مجموعۀ جهش و انتخاب طبیعی، تنازع بقا گویند...
نسخۀ صوتی:
https://s28.picofile.com/file/8463603950/Barabari_21_21_.ogg.html
پیوند اصلی:
https://irane-ayandeh.blogsky.com/Roqdad
به صفحه تلگرام ما بپیوندید، تاربرگ تاریخ روایی ایران:

گردآوری: مهرداد ایرانمهر
در ایرانوج در کرانۀ رود داییتی، مردی سرگرم نیایش به پیشگاه «اشی» بود:
-اشی نیک را میستاییم که چرخهای گردونهاش خروشان است ... ای اشی درخشان؛ ای که با فروغ خویش، شادمانی افشانی ... به سوی من بنگر و از بخشایش خویش، مرا ارزانی دار.
اشی ... در گردونۀ خویش، درنگ کرد و بدین سخنان لب برگشود:
-ای که آوازت از همه خواهندگانم، به گوشم دلپذیرتر است؛ تو کیستی که مرا میخوانی؟
آن مرد پاسخ گفت:
-منم زرتشت ... آنکه به هنگام زادن و بالیدنش، اهریمن از این زمین پهناورِ گویسان و دورکرانه بگریخت.
اشی گفت:
-نزد من بیا و در گردونهام بیارام.
زرتشت نزد او رفت و در گردونهاش بیارمید.
(ارتیشت، کرده هفدهم)