
در گزارش سه نامۀ تاواگالاوا، ماناپا-تارهونتا و میلاواتا (اسناد هیتیایی)، دولتی که در جنگ با «اَخییَوَه»اییها (آخهاییها) روبرو گردیده، «آسووا (اَسییَوَه)»(آسیا) خوانده شده است. بیرونی نیز در آثارالباقیه به این دودمان (آثور/ جدا از آشور) اشاره کرده است.

از جمله کردارهای منفعتجویانۀ پژوهندگان غربی، یکی گزینشی برخورد کردن با درونمایۀ اسناد تاریخی مورخان یونانی است.
به گفتهای، ایشان هرگاه با مطالبی پیرامون دیرینگی آغاز شهریگری در یونان، مصر و میانرودان مواجه میشوند، حتی از یک نقطه سند هم نمیگذرند. همینطور، مطالبی را که پیرامون کامیابیهای اسکندر باشد، مو به مو در کتابهای تاریخ درج نموده و دربارۀ هر خطِ آن قلمفرسایی میکنند.

مهرداد ایرانمهر
پس از غربزدهها و عربزدهها، چند سالی است که چشممان به جمال گروهی آریازده روشن شده تا نمادهای ایرانی را تخطئه نمایند.
باز هم گلی به گوشۀ جمال همان سلبریتیها و خشکهمذهبیها که اگرچه ایرادات شکلی به این آیینها میگیرند، اما اصلش را ایرانی میدانند. این ملیگراهای قلابی یا همان آریاگراهای غلیظ که دیگر دارند به هر گوشۀ این نمادها گیر داده و اصل آن را نیز غیرایرانی فرض میکنند.
اینکه این روزها عدهای خود را دانشمند فرض کرده و راه افتادهاند که «هفته» ایرانی نیست، اثر مخربش هیچ فرقی با کوبیدن فرهنگ و آیینهای ایرانی از سوی غربزدهها و عربزدهها ندارد.

مهرداد ایرانمهر
در مملکت گل و بلبلی که همیشه از زمین به آسمان میبارد، معانی و مفاهیم گوناگون نیز میتواند همینطور دلبخواه بر دوش این کلمه و آن واژه سوار شود.

مهرداد ایرانمهر
شاهنامه یکی از اسناد شناخته شده جهت آشنایی مردم و پژوهندگان با تاریخ کهن ایران است. اما میدانیم که، به مانند هر مسالهٔ دیگری شاهنامهمحوری صِرف نیز امری نکوهیده خواهد بود.