
مهرداد ایرانمهر
پس از غربزدهها و عربزدهها، چند سالی است که چشممان به جمال گروهی آریازده روشن شده تا نمادهای ایرانی را تخطئه نمایند.
باز هم گلی به گوشۀ جمال همان سلبریتیها و خشکهمذهبیها که اگرچه ایرادات شکلی به این آیینها میگیرند، اما اصلش را ایرانی میدانند. این ملیگراهای قلابی یا همان آریاگراهای غلیظ که دیگر دارند به هر گوشۀ این نمادها گیر داده و اصل آن را نیز غیرایرانی فرض میکنند.
اینکه این روزها عدهای خود را دانشمند فرض کرده و راه افتادهاند که «هفته» ایرانی نیست، اثر مخربش هیچ فرقی با کوبیدن فرهنگ و آیینهای ایرانی از سوی غربزدهها و عربزدهها ندارد.

مهرداد ایرانمهر
در مملکت گل و بلبلی که همیشه از زمین به آسمان میبارد، معانی و مفاهیم گوناگون نیز میتواند همینطور دلبخواه بر دوش این کلمه و آن واژه سوار شود.

مهرداد ایرانمهر
شاهنامه یکی از اسناد شناخته شده جهت آشنایی مردم و پژوهندگان با تاریخ کهن ایران است. اما میدانیم که، به مانند هر مسالهٔ دیگری شاهنامهمحوری صِرف نیز امری نکوهیده خواهد بود.

نشان درفش کاویانی و خورشید گردان بر روی سفالهای یافت شده در تل باکون (هزاره سوم) و سکه وَهوبَرز فرماندار پارس (سده سوم پ.م)
-نقل از دکتر شاپور شهبازی

مهرداد ایرانمهر
ﺍﮔﺮ ﭘﻬﻠﻮﺍﻧﯽ (پهلوی) ﻧﺪﺍﻧﯽ ﺯﺑﺎﻥ
به تاﺯﯼ ﺗﻮ ﺍﺭﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺩﺟﻠﻪ ﺧﻮﺍﻥ*
فردوسی
نام رود دِجله در سومری به گونۀ «(ای)دیگینَه» و در زبان اکدی به گونۀ «(ای)دیکلت» آمده، که در سومری به معنی «پرشتاب، رود روان» تعبیر شده است. البته زبانشناسان واژه «دیگنه» را به هیچ وجه سومرى نمیدانند. اما در شاخه زبانهای ایرانی معنى دارد.