
حضور استعمارگران انگلیسی در هند و آشفتگی ایشان بر اثر آشنایی اولیه با وداهای کهن هندی و این نکته که ایشان دریافتند کتاب مقدسشان در برابر عظمت فرهنگ شرق به پشیزی هم نمیارزد، کار دستمان داد.
آشنایی متعاقب با متون کهن ایرانی، اوضاع را وخیمتر هم کرد. زیرا ایشان برای آنکه بتوانند شباهت حیرتآور زبانهای اروپایی و یونانی را با سانسکریت و اوستایی توضیح دهند، دست به واژهسازی و دستهبندیهایی زدند که آن وضع هنوز هم گریبان ما را گرفته و رهایمان نمیکند. دستهبندیهای ساختگی کسانی چون ماکس مولر، توماس یانگ، ویلیام جونز، یوهان آیشهورن، آرتور کریستنسن و... که مفاهیم غلطی چون هندواروپایی، آریایی، کوچ آریاها، سامی، آرامی و... را برساختند و کتابهای قطوری دربارهاش نوشتند.

ابنسینا ۶۰۰ سال قبل از نیوتن، قوانین موسوم به اول و دوم او را شرح داده بود.
قانون اول:
هر جسم در طبع و حالت خاصی میباشد و از این حالت خارج نمیشود مگر اینکه یک عامل خارجی بر روی آن تأثیر بگذارد.
قانون دوم:
هر حرکتی در زمان واقع است و شدت بیشتر نیرو باعث سرعت بیشتر در زمان کمتر است. یعنی هرچه نیروی وارد بر جسم بیشتر باشد سرعت آن بیشتر و زمان انتقال آن کوتاهتر است.

کتاب تاریخ مختصرالدول، قرن هفتم:
داریوش مادی (یونانیان وی را نابونیدوس/نبونئید مینامند)
کورش (کوروش)
قمباسوس (کمبوجیه)
داریوش بن بشتسب (داریوش)
احشیرش بن داریوش (خشیارشا)
ارطبانس (اردوان پسر داریوش)
ارطحششت الطویل الیدین (اردشیر اول)
احشیرش ثانی (خشیارشای دوم)
سغدینوس (سغدیانوس)
داریوش نوثوش (داریوش دوم)
ارطحششت ثانی (اردشیر دوم)
ارسیس بن اوخوس (ارشک پسر اردشیر سوم)
داریوش بن ارشک (داریوش سوم)
-ابن عبری، ۶۲۳-۶۸۵ ه.ق

دانشنامه کاشان/ آریاییان، مردم کاشی، اَمَرد، پارس و دیگر ایرانیان
(دکتر جهانشاه درخشانی)
گردآوری: مهرداد ایرانمهر
رونماییِ کتاب «آریاییان، مردم کاشی، اَمَرد، پارس و دیگر ایرانیان»(دانشنامۀ کاشان، جلد ۳ و ۴ – ۱۳۸۲)
دکتر جهانشاه درخشانی، «زادۀ ۴ اردیبهشت ۱۳۲۳ خورشیدی در تهران، درگذشت یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ در بُن آلمان» معمار، ایرانشناس و تاریخپژوه ایرانی است.
پژوهشگرى نزدیک به دو دهه از زندگی خود را برای استوار ساختن باوری نو هزینه میکند. در این میان، دیدگاهی پیش کشیده مىشود که دگرگونی بزرگی در گذشتۀ تاریخى یک ملت و جهان پدید میآورد. بیش از پانزده سال پژوهش، براى آنکه باورى کژ و ناراست از نوشتههای تاریخى زدوده شده و نشان داده شود که، ایرانیان مردمانی از سرزمینهاى سرد شمالى و کوچنده به ایران نبودهاند و خاستگاه ایشان همین خاک بوده است. بنیان دانستههای ما تاکنون نوشتههایی بوده که، این دیدگاه نو آنها را به یاری بررسی اسناد و استورههای کهن، بیپایه و نادرست نشان داده است.

واژۀ اوستایی هَن-تَچ، در پهلوی به هَندَچَک/هندازک و در فارسی به «اندازه» دگرگون شده و واژگان هندسه و «مهندس» از آن برآمدند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه فراگیری دانش «اندازه» را از رویدادهای نوروز و دوران جمشید دانسته است.
به سنگ و به گچ دیو دیوار کرد
نخست از برش هندسی کار کرد