امروزه برخی درباره نامواژۀ کهن «کوروش» سردودمان جهانشاهی هخامنشی، در این اندیشه فرورفتهاند که میبایست این نام را به گونۀ «کورش» نوشت، نه «کوروش». سندهایی چند نیز برای این مدعا برمیشمارند.
در اینجا به بازگفت برهانهایی میپردازیم که نشان میدهد نگارش این نامواژه در ادبیات دیروز و امروز فارسی، با آوانگاری سرشتین «کوروش» همخوان و هماهنگ بوده است و میباشد.
نخست سنجیده شود واژۀ اوستایی «سَرَه (سر)» در پیوند با واژۀ لووی هیروگلیفیِ «شَری (بالا)»(از گونۀ سَتِم)، در برابرِ واژۀ یونانیِ «کَرَه /کر/ (سر)»(از گونۀ کِنتوم)؛
واژۀ اوستایی «سرو /س صامت/ (شاخ)» در پیوند با واژۀ لووی هیروگلیفیِ «سورنَه، شَوَتَر (شاخ)»، در برابرِ واژۀ لاتین «کُرنو /کُرن/ (شاخ)»(وامواژۀ عربیِ «قرن /شاخ/، ذوالقرنین»).

ایرانیان از دیرباز، سال را به چهار گاهاَنبار (فصل) بخش نموده و ویژگیهایی برای هر یک برمیشمردند، که امروزه نیز کمابیش از سوی همۀ جهان به همان سان به کار برده میشود.

احتمالا جغرافیدانان عصر باستان، مبدعان دو مفهوم آسیا و اروپا بودهاند. به عبارتی، تفکیک اروپا از آسیا نتیجۀ تلاش مردمانی بوده که در راستای فهم افق قابل مشاهدهشان، دست به ردهبندی آن زدهاند.
مهرداد ایرانمهر
دولتهای اولیه عبارت بود از واحدی از جمعیت کشاورز که توانایی بسیج نیروی نظامی و تولید ثروت برای پشتیبانی از این ساختار دیوانی را داشته باشد.